تبلیغات

MarqueeCode

اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم ***خداوند سرنوشت هیچ قومی و «ملّتی» را تغییر نمی دهد مگر آنكه آنها خود تغییر دهند*** به نگاه زیبا خوش آمدی*****به یاد داشته باش :اگر گویی که بتوانم , قدم در نه که بتوانی اگر گویی که نتوانی , برو بنشین که نتوانی.*****امیدواریم آرزوهای امروزت برای فرداها به اندازه نامت که اشرف مخلوقات است بزرگ باشد**

MarqueeCode

نگاه زیبا

نگاه زیبا
آن روز که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش ...دکتر علی شریعتی 

چرابایدخودمان رادوست داشته باشیم؟

در این مقاله7 دلیل برای اینکه عاشق خودتان بشوید و به شکل تازه ای به خودتان بنگرید به شما معرفی می کنیم.


خودشیفتگی یک بیماری روانی و ناشی از عدم تعادل روان است. اصولا وقتی بیماری عارض می شود که تعادل امور جسم و روح بر هم بخورد. در مقابل خودشیفتگی وقتی ازخودمان بیزار باشیم دچار خود کم بینی و عدم اعتماد به نفس خواهیم شد.


تعادل در توجه به خود باعث تعادل روان می شود. اگر شما خودتان را دوست نداشته باشید به بدنتان عشق نورزید وسعی نکنید آن را در اوج سلامت و زیبایی نگه داری، اگر مهر و محبتی به خودتان نداشته باشید چطور می توانید سایر انسان ها را دوست بدارید؟ در این گزارش 7 دلیل برای اینکه عاشق خودتان بشوید و به شکل تازه ای به خودتان بنگرید به شما معرفی می کنیم.

 


1 - کی عزیز تر از من؟!

هیچ کس به شما از شما نزدیکتر نیست. موقع درد ها ،رنج ها، سختی ها و شادی ها خوب است که مصاحب خوبی داشته باشیم و کسانی که دوستشان می داریم کنارمان باشند اما حقیقت این است که یک نفر همیشه با ماست آن هم خودمان هستیم.

پس چرا برای خودمان وقت نمی گذاریم. چرا هر ماده غذایی مضری را می خوریم و به خودمان احترام نمی گذاریم. همیشه به دیگران احترام بگذار و برایشان بهترین ها را آرزو کن. اما تو هم شایسته بهترین ها هستی اشکال ندارد بعضی وقت ها در بشقاب خورش زندگی گوشت هایش را برای خودت جدا کنی!!!


2 - اول و آخر تویی

بهترین همسر، بهترین فرزند، بهترین خانواده، بهترین دوست تا کجا با تو هستند؟ آخر دنیا؟ً نه حقیقت این است که ما تنها به دنیا می آییم  و تنها خواهیم رفت. در این مسیر خاطراتمان خواهند ماند پس در هر لحظه تلاش کن بهترین خاطرات را به جای بگذاری برای آرامش خاطر خودت برای نشاط روحت خودت را دوست بدار و به شکرانه حضورت در این جهان به دیگران کمک کن.


3 - ارتباطات اجتماعی

ما انسان ها به عنوان موجوداتی اجتماعی خواهان ارتباط و دوستی با سایر همنوعان خودمان هستیم اما خیلی پیش می آید که در این مسیر موفقیت های مطلوبی به دست نمی آوریم.
شاید برای خیلی‌ها عجیب باشد که مهم‌ترین عامل این است که ابتدا بتوانید خودتان را دوست بدارید و برای خود احترام قائل شوید. ولی باید بدانید که ما اگر نتوانیم به خودمان عشق بورزیم، نمی‌توانیم دیگران را هم دوست بداریم و به آنان احترام بگذاریم.


4 - منحصربه فرد بودن

در کل دنیا فقط یکی از شما هست. حتی اگر خواهر یا برادر دو قلوی همسانی داشته باشید باز هم در کل دنیا یکی از شما هست! هیچ کدام ما بی نقص نیستیم و نخواهیم بود اما تک هستیم و خدایی داریم که عاشق ماست.
پس چرا خودت را می آزاری و آنقدر به خودت سخت می گیری؟


5 - احساساتتان را بپذیرید

هنگامی که خود را دوست بدارید و به خود عشق بورزید، بخش مهمی از این پذیرفتن بی‌چون و چرای خود، پذیرفتن احساسات نیز هست.

هیچ‌گاه سعی نکنید در برابر هیچ احساسی مقاومت کنید. مهم نیست که احساس اندوه باشد یا خشم یا هر چیز دیگر. بکوشید آن را احساس کنید و قبولش داشته باشید. فقط با پذیرفتن احساس و درک اینکه این احساس از کجا نشأت گرفته است می‌توانیم از واکنش‌های منفی مانند ترس و خشم دست بکشیم و بار دیگر به آزادی و رهایی برسیم.

هنگامی که در صدد انکار و حذف این احساسات برنیایید و خود را به خاطر داشتن این احساسات سرزنش نکنید بلکه آنها را درک کنید، در این صورت امکان دوست داشتن خودتان را فراهم می‌آورید.
فرونشاندن و انکار احساسات ممکن است ما را بیمار کند. در شرایط فشار عصبی، نظام ایمنی ما به خوبی وظایف خود را انجام نمی‌دهد و در این شرایط سرکوب کردن ممکن است بسیار تنش‌زا باشد.
آیا تاکنون اتفاق ناخوشایندی برایتان روی داده که خواسته باشید آن را فراموش کنید؟


هرچه بیشتر برای فراموش‌کردن چنین اتفاقاتی تلاش کنید، بیشتر ذهنتان را اشغال می‌کند. مثلا وقتی دوست‌تان با شما قطع رابطه کند و شما بخواهید به عمد به او فکر نکنید، ذهن شما به این سادگی نمی‌تواند خاطره او را فراموش کند و شما می‌بینید که جز او به کسی فکر نمی‌کنید. هرچقدر تلاش کنید، کمتر می‌توانید او را از ذهن خود دور کنید.


این چرخه تلاش برای فراموش‌کردن و به یادآوردن، کاری بسیار دشوار است. وقتی تمام نیروی‌تان را صرف این فعالیت می‌کنید، نمی‌توانید در زمینه‌های دیگر- مانند کار، تحصیل و سلامتی- موفق باشید.
شما نمی‌توانید از احساسات خود فرار کنید بلکه باید با آن روبه‌رو شوید و درکش کنید.


اگر خشمگین هستید از خود بپرسید: «این خشم من از کجا آمده است و چرا چنین احساسی دارم؟» از کنار عمل یا سخنی که شما را خشمگین کرده بگذرید و به علت زیربنایی آن پی ببرید. علت ظاهری ناراحتی، به ندرت علت ریشه‌ای آن است.


ریشه ناراحتی در خود شما پنهان است و درک آن مستلزم تلاش و بررسی است. نیاز اشخاص به رنجانیدن دیگران نیز اغلب ناشی از این حقیقت است که خود آنها به قدری رنجیده‌اند که تنها با رنج‌دادن دیگران می‌توانند احساس خوبی داشته باشند. وقتی کسی نسبت به ما خشم می‌ورزد، ممکن است خشم او ناشی از احساسات سرکوب‌ شده و در بسیاری از موارد ناشی از هراس او باشد.


اما ما باید سعی کنیم با خشم دیگران به شیوه متفاوتی برخورد کنیم. اگر بفهمیم و مسائل را آنگونه که هست درک کنیم، می‌توانیم با میل به جنگیدن متقابل، برخورد کنیم. این میل به فهمیدن به جای میل به جنگیدن، نشانه رشد بیشتر ماست.

6 - با خود ملایم، با محبت و صبور باشیم

اشكال بسیاری از ما این است كه همیشه می‌خواهیم فوراً به همه چیز برسیم. مثلا در یک روز خود را دوست بداریم. شاید نتوانیم در عرض یك روز خود را كاملاً دوست بداریم، ولی می‌توانیم هر روز خود را كمی بیشتر دوست داشته باشیم. اگر هر روز به خود كمی بیشتر عشق بورزیم بعد از دو یا سه ماه در مسیر "خود دوستی" پیشرفت شایانی خواهیم داشت.

7 - " دوست داشتن دشمن، آسان است اما دوست داشتن خود مشكل."

تو خودت را خوب می شناسی پس چگونه می توانی خودت را دوست داشته باشی با این همه اشکال ؟ اگر هر جور بیماری جسمی یا روحی یا فكری به سراغتون اومده یعنی به حد كافی خودتون رو دوست ندارین!


اگه هنوز هم به وجود این دیو در درونتون شك دارین ، صادقانه به خودتون بگین، چند بار تا حالا به خودتون گفتین :" خیلی دوستت دارم؟ چون بی نظیری! " و در مقابل اون چند بار به خودتون گفتین :"همه اش تقصیر خودمه! باز خراب كاری كردم ! و..."

پس این رو به عنوان یك قانون به خاطر بسپارید :

قانون :
هر گونه عذاب ( جسمی، روحی و فكری ) به دلیل انزجار از خویشتن و احساس گناه است. دست كشیدن از این نفرت و انزجار، حتی مرض سرطان را نابود می كند." پذیرش خود" كلید دگرگونیهای مثبت است.احساس گناه، همواره جویای مجازات است و مجازات درد می آفریند. (پس هر دردی كه در بدن، روح، فكر و احساستون دارین، یا دردی كه از برآورده نشدن آرزوتون حس می كنین، به همین دلیله.)

منبع : banki.ir


[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 10:11 ق.ظ ] [ علیزاده ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

" هــــــر کســ درکتـــابـــــی
یـــــا نوشتــــــه ای
بــــــر من صلــــــــواتــــــ بفرستــــــد
تـــــا نـــــام مـــــــن در آنـــ کتــــابــــ هستــــ ،
ملائکــــــه بــــــرای او
از درگــــــاه حــــــــق
طلــبـــــ آمـــــــــرزشــ مــی کننـــــد! "

"پیامبـــــــــــر اکـــــرمـــ(ص)"


الـلّـهُ هّـــــمَ صّــــــلِ علــــــی محمّــــــــد و آلــــِ محمّـــــــد و عَجـــــل فَـــــــرَجَــــهّـــــــمـــ

..........................................
سلامی به گرمی آفتاب و به لذت برف بازی

سلامی به زیبایی نگاه تو

به نگاه زیبا خوش آمدی ,ای اشرف مخلوقات

در این فضای مجازی کوچک سعی بر این است مطالبی ارائه شود که تداعی
کننده مفاهیمی چون طراوت ,نشاط ,پیشرفت, آرامش ,موفقیت ,بینشی درست ,ارده ی قوی و به طور کلی هرآنچه را که برای زیباتر کردن نگاهمان به زندگی که لایق آن هستیم لازم است و ما از آنها غافل هستیم, باشد.

این مطالب عموما از مطالب مفید و معتبر روانشناسی در اینترنت ,کتابهای نگاشته شده دراین زمینه ,مجلات و.... با ذکر منبع می باشد.

لطفا از دیگر صفحات وبلاگ نیز دیدن کنید شاید مطلبی که بیشتر به درد شما میخورد در صفحه ی دیگر باشد.

یادمان باشد:ما به دنیا آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.
آیت الله بهجت (ره)


باتشکر از حضور گرمتان

نگاه زیبا.

...............................................

ماه من ، غصه چرا ؟!
آسمان را بنگر ،
که هنوز،
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !
یا زمینی را که، دلش
ازسردی شب های خزان
نه شکست و نه گرفت !
بلکه از عاطفه لبریز شد ونفسی از سر امید کشید
ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت ،
تا بگوید که هنوز،
پر امنیت احساس خداست !
ماه من غصه چرا !؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز ،
آرزویم ، همه خوشبختی توست !
ماه من ! دل به غم دادن و از یاَس سخن ها گفتن
کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند …
ماه من !
غم و اندوه ، اگر هم روزی،
مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ،
از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن
وبگو با دل خود ،
که خدا هست ، خدا هست !
او همانی است که در تار ترین لحظه شب،
راه نورانی امیدنشانم می داد …
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ،
همه زندگی ام ،غرق شادی باشد ….
ماه من !
غصه اگر هست ! بگو تا باشد !
معنی خوشبختی ،بودن اندوه است …!
این همه غصه و غم ،
این همه شادی و شورچه بخواهی و چه نه !
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین …
ولی از یاد مبر،
پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند ،
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟
نویسندگان
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


کد ساعت فلش


کــد کــَج شــُدَنِ تَصــآویر



جاوا اسكریپت